العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
100
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
39 - درّ منثور ( ج 1 ص 69 ) و از ابن جبير است كه هر قل نوشت به معاويه و گفت : اگر در ميان آنان چيزى از نبوت بجا مانده است به من پاسخ دهند از آنچه ميپرسم ، و نوشت و پرسيد از كهكشان ، و از رنگين كمان ، و از جايى كه جز يك ساعت خورشيد بر آن نتابيده است ، گويد : چون نامه بمعاويه رسيد بهمراه پيك گفت : گمان نميكردم كه تا امروز كسى اين پرسش را از من بكند ، كى ميتواند پاسخ آن را بدهد ؟ گفتند : ابن عباس ، معاويه نامه را پيچيد و نزد ابن عباس فرستاد و او در جواب نوشت : اما رنگين كمان امان مردم زمين است از غرق ، و كهكشان در آسمانست كه از آن شكافته و اما آنجا كه جز يك ساعت آفتاب بر آن نتابيده دريائيست كه براى بنى اسرائيل باز شد تا از آن گذشتند . 40 - ( درّ منثور ج 4 ص 317 ) از ابى صالح در تفسير قول خدا « هر دو بسته بودند و آنها را گشوديم » فرمود : يك آسمان بود و گشوده شد و هفت آسمان شد ، و يك زمين بود از آن هفت زمين برگشاد . 41 - ( درّمنثور . . ) و از حسن و قتاده هر دو با هم بسته بودند و خدا با اين هوا ميان آنها را جدا كرد . 42 - ( درّ منثور . . ) و از ابن جبير كه آسمانها و زمينها بسته بودند و بهم چسبيده و چون خدا آسمان را بالا برد و دورش كرد از زمين گويا آن را گشود كه خدا ياد كرده است . 43 - ( درّ منثور . . ) و از ابن عباس در تفسير قول خدا « سوگند به آسمان ذات حبك » گفت : مقصود زيبائى و استوارى آنست . 44 - و باز از او روايت است كه مقصود : داراى خرمى و زيبائى است و اينكه ساختمانش چون تگرگ بهم پيوسته است . 45 - ( درّ منثور . . ) در روايت ديگريست از او كه راهها دارد و خلق نيكو .